تبليغاتX
حواری خورشید
نامه‌ی یک جان کوچولو به یک گردآفرید

دوستش ندارم مریم! این حواری خورشید را دوست ندارم از بس هی مجبور شدم برای زندانی شدن بچه‌ها بنویسم. از بس دیگر دارد کور می‌شود همه‌ی حس‌هایم. از بس دیگر زلزله هم تکانم نمی‌دهد.

روزگار شاهی‌مان بود. روزگار هفت سوار سرنوشت را می‌گویم. آن اتاق کوچک را که منِ جان کوچولو بودم، تو بودی که گردآفرید بودی، دوست آمریکایی بود، فلرتیشیا و خوابیده تا ظهر و بانویی از شانگهای و ... لعنت به این حافظه . دارم پیر می‌شوم گردآفرید! دارم پیر می‌شوم که این نام‌ها را فراموش کرده‌ام. راستی حالا بدان که یکی دو تار مو روی چانه‌ام سفید شده، یکی دو تار مو پشت گوش‌هایم و دلم که نگو. لعنت به من که پیر شده‌ام و حتا اگر بودی هم نمی‌گفتم که نگران نشوی. که با دندان‌های بالایت که کمی جلوتر از بقیه بود لب پایینت را نگزی. و اصلن این عادت تو بود. عادت تو بود وقت نگرانی‌های بزرگت برای گرفتاری‌های کوچک ما. لعنت به ما که هی گرفتاری‌های کوچک داشتیم.

درست مثل آن روز که من را به خواسته‌ی امنیت‌خانه اخراج کردند. عجب خری بودم من. عجب خری بودم که ندیدم تو از صبح داری لب پایینی‌ات را می‌گزی با دندان‌های بالایت. درست مثل آن روزهای بد که مصیبت نازل شده بود روی خانه‌ی من و تنها تو بودی که تلفن کردی. تلفن نکردی که فضولی کرده باشی، من از پشت گوشی می‌دیدم که داری لبت را می‌گزی. درست مثل حالا که از نامه‌ات دانستم نشسته‌ای توی زندان و داری لبت را می‌گزی اینقدر که نگران هم‌بندهایت می‌شوی. بزرگ نگران می‌شوی برای گرفتاری‌های هم‌بندهایت.

اصلن به خاطر همین است که حالا نشسته‌یی توی زندان. به خاطر این که بلد بودی نگران شوی. به خاطر این که مثل خیلی‌های دیگر بلد نبودی سرت را بکنی زیر برف زندگی و نبینی که دارد چه می‌شود. نبینی که زن ایرانی دارد زیر سلطه‌ی بهره‌کشی له می‌شود.

اما نگران نباش مریم جان! نگران نباش حضرت گردآفرید! هر تحول بزرگ تاریخی درست آنگاه آغاز شد که جماعتی آموختند نگران باشند، آموختند با نگرانی جهان اطرافشان را نگاه کنند، آموختند لب پایین‌شان را بگزند و حالا ما از تو می‌آموزیم که نگران جان آدمی باشیم. از تو و از همه‌ی آنهایی که پیش از تو و بعد از تو به زندان رفتند و خواهند رفت. از همه‌ی آن جان‌های پاکی که دارند در چهارگوشه‌ی این سرزمین دیوار بلند ستم را با نوک سوزن می‌شکافند.

ما داریم تمرین دسته‌جمعی نگرانی می‌کنیم و این بوی بهاری‌ست که در راه است. بو بکش! حتا دره‌ی اوین پر شده از عطر شکوفه‌هایی که خواهد شکفت. نگاه کن! پیچک دیواری دارد شاخه‌های جوان می‌رویاند دور میله‌ها. نگران نباش مریم جان! یکی از همین روزها، درست پای آن دیوار معروف، پای آن دیوار بلند سفره‌ی هفت‌سینمان را می‌چینیم تا دیگر آدمی نگران جان آدمی نباشد. این را باور کن رفیق نگران این همه آدمی!

خارج از دستور ۱: مریم حسین‌خواه در زندان است. شما که نمی‌خواهید فرصت بدهید دمی به آسایش نفس بکشیم خوب نگاه کنید. ما داریم به آسودگی نفس می‌کشیم که یاران دربندمان پایداری می‌کنند. آزادشان کنید!

خارج از دستور ۲: تغییر برای برابری!

خارج از دستور ۳: جمعه‌ی گذشته میزگرد ما در تلویزیون برابری پخش شد. ما که می‌گویم یعنی من و کاوه مظفری و شهاب برهان. می توانید آن را در این آدرس ببینید.

خارج از دستور ۴: مصاحبه ی من با سایت گزارشگران را در اینجا ببینید و جریان بازداشت های چند روز اخیر را در اینجا پیگیری کنید.

خارج از دستور ۵: مصاحبه ی من با نشریه ی چراغ در مورد دگرباشان جنسی را هم می توانید در اینجا بخوانید و واکنش آنتی چپ را به آن هم در اینجا.

تریبون آزاد: شعر «آرامش در حضور دیگران» از گراناز موسوی مهمان تریبون آزاد است برای این روزهای بد میرغضب: «در دنج پوستم رگ به رگ می‌شوی و/ در حاشیه/ مرگ باز به تاخیر می‌افتد/ ×/ درهم/ سال‌های ممنوع خلاصه می‌شود/ باقی/ بقای یک لحظه‌ی بی مامور/ بی گدار/ الو می‌افتد به جانِ هرچه سرمه‌یی و سیاه/ بی لباس/ بازیِ زیر پوستیِ ملافه‌ی گل گل/ رنگ به رنگ و رگ به رگ گر گر/ ×/ و پایانِ پرده باز.../ خلاصه بی‌نماز/ باقی بقای ما/ و آبرویی برای جای مُهر/ پای حکم/ بر پیشانی لباس شخصی نمی‌ماند.»

تابلوی اعلانات: نشریه‌ی «شمال و جنوب» یک نشریه‌ی جدید است که قرار است به صورت فصلنامه منتشر شود و آنطور که از شماره‌ی اول آن برمی‌آید بیشتر از دریچه‌ی اقتصاد به مسائل اجتماعی و سیاسی نگاه می‌کند. این به نظر من هم مفید است و هم لازم. گمان می‌کنم وجود چنین نشریه‌یی بتواند تلاشی باشد برای پاسخ گفتن به سوال‌هایی که در مورد اقتصاد آلترناتیو وجود دارد. همکاران این شماره‌ی نشریه فریبرز رییس‌دانا، علیرضا افتخاردادخواه، عرفان لاجوردی، خسرو باقری، احمد جواهریان، سیامک طاهری، بابک پاکزاد و علی دهقان بوده‌اند و بخش بزرگی از مطالب این شماره به سهمیه‌بندی بنزین از نگاه چپ اختصاص دارد. اگر این نشریه را گرفتید خواندن این دو مطلب را به خصوص از دست ندهید: «از نظامیگری کینزی تا میلیتاریسم جهانی نئولیبرال» نوشته‌ی جیمز م. کیفر و ترجمه‌ی امیر فیروزی‌راد و «جهانی‌سازی و تروریسم» نوشته‌ی تونی سولو و ترجمه‌ی حبیب علیزاده.

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 3:58 توسط هژیر پلاسچی |