تبليغاتX
حواری خورشید
نامه به کودکی که هرگز متولد نخواهد شد

چشم‌هایت، دست‌هایت، انگشت‌هایت باید خیلی کوچک بوده باشد اگر می‌آمدی. اما تا همیشه‌ی این زندگی نمی‌آیی. نمی‌آیی که کودک من باشی، کودک من تا قصه‌های مادربزرگ را برایت از حفظ بخوانم.

نمی‌آیی تا به هزار زبان جهان برایت لالایی بخوانم، تا دست‌هایت کوچک باشد در دست‌های من و موهایت مثل کودکی‌های خودم فر بخورد. نمی‌آیی تا بهترین خواب های زمین را برایت دزدیده باشم.

بابایی! بهترینِ پدری که من نخواهم بود! حالا قبول که این جهان نکبتی‌تر از آن است که تو چشم‌هایت را رو به آن گشوده باشی. قبول که این زمین لیاقت قدم‌های تو را ندارد. اما عزیز دلِ رویای دست نایافته‌ی من! این خیابان‌ها بدون تو، بدون موسیقی قهقهه‌های تو، بدون ترس‌ها و دلهره‌هایت، بدون گریه‌های شبانه‌ات چیزی کم دارد.

نگاه کن! جهان ما جهان افسانه‌هاست. پریای قصه با ماهی سیاه کوچولو و پری و کاکل زری، خروس زریِ پیرهن پری با خرگوش‌های ستاره‌ها، جیرجیرک شجاع و دخترای ننه دریا، خاله سوسکه و پسرک لبوفروش صف کشیده‌اند که تو بیایی و تو سر قرار نیامده‌یی. حالا من با این همه افسانه روی دستم چه کنم؟ قصه‌هایم را برای کدام دیوار بی پدر مویه کنم؟ و شبق شبق موی که را شانه بزنم؟  

نه گلکم! نیامدی اما من هر شب خواب تو را می‌بینم که داری با یک جفت چشم سیاه درشت زل زل نگاهم می‌کنی. توی خواب‌هایم بمان تنها روزنه‌ی عزیز رو به نور در ازدحام این همه کابوس‌های بد! برای تحمل باقی حادثه لابد راهی پیدا می‌شود.

خارج از دستور 1: گفتگوی من با «دویچه‌وله» در مورد انقلاب 57. محض اطلاع!

خارج از دستور 2: «درک حضور دیگری» با دو مطلب «با درد جاودانه شدن تاب آر ای لحظه‌ی ناچیز» در مورد روشنفکری و «کریه اکنون صفتی ابتر است» پاسخی به حضرت قوچانی به روز شد.

خارج از دستور 3: پروین اردلان، عزیز فروتن جنبش زنان برنده‌ی جایزه‌ی معتبر اولاف پالمه شده است. دامن دامن تبریک!

خارج از دستور 4: تغییر برای برابری!

تریبون آزاد: در تریبون آزاد ضیافتی برپاست با شعری از شهیار قنبری از آلبوم پیشمرگانه‌ها: «زمین ادامه‌ی دستی‌ست که به گندم می‌رسد/ زمین ادامه‌ی عشق است/ که/ سرخ‌ترین پیرهن را به تن دارد/ و من/ ادامه‌ی زیباترین ترانه‌های ترسخورده‌ی بابابزرگ/ به ترکه‌های ناظم و درد بلند جریمه/ به وحشت سود و زیان تاجر زنگ حساب/ به کوچه‌های خشک آب شاهی و/ یخ بَر خَر/ سکوت ماندگار پدر/ و فرفره‌های بی باد می‌رسم/ ﷼/ چه کسی آیا/ سه ماه تعطیلی ده سالگی‌ام را/ از تخم مرغ فروش و تاجر بازار امتحان حساب/ باز پس می‌گیرد؟/ جز من که از زمین تو می‌رویم/ ﷼/ زمین ادامه‌ی یک شعر است/ که عشق را ادامه‌ی شبنم می‌داند/ و سرخ‌ترین شال را برای شانه‌های حقیقت می‌بافد/ در سرخْ‌باد سرود و سپیده/ ﷼/ زمین ادامه‌ی یک ریشه است/ تا همیشه‌ی بیشه/ زمین ادامه‌ی یک سفره است/ که گِرده‌ی نان را به گُرده گرفته است/ صحرا به انفجار تَرِ باران ایمان دارد/ چشم بادامیِ من!/ زمین ادامه‌ی یک گنبد ستاره است/ و دشمن/ ادامه‌ی شهرزاد هزار و یک شب خواب است/ ﷼/ زمین ما به گندم می‌رسد/ زمین به سفره‌ی مردم می‌رسد»

تابلوی اعلانات: فیلم انیمیشن «پرسپولیس» که با کارگردانی مرجان ساتراپی ساخته شد تبلیغات زیادی از جانب حاکمان و دستیارانشان آغاز شد که بعد از فیلم «سیصد» دومین فیلم ضد ایرانی هم به بازار آمد. حتا چلچراغی‌ها هم عر و تیز کردند که فیلم، «هویت ملی» ما را نشانه رفته است. توصیه می‌کنم فیلم را که این روزها با زیرنویس فارسی به مدد معجزه‌ی دی. وی. دی در دسترس است ببینید تا مفهوم «ایرانی» بودن و «هویت ملی» را در نگاه برخی درک کنید.          

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 1:50 توسط هژیر پلاسچی |